مریم جونمریم جون، تا این لحظه: 21 سال و 9 ماه و 1 روز سن داره

مریم خانم

سال1392

1392/1/13 22:14
474 بازدید
اشتراک گذاری

 

سلام امروز میخوام از 13روز تعطیلات مریمی بنویسم امسال عید زیاد به دخترکم خوش

نگذشت چون به مسافرت نرفتیم امسال زن عموی مریم به کربلا رفت و

دخترعمووپسرعموی مریم تنها میموندن و چون زن عموی مریم اون هارو به دست من

سپرده بود من و خانواده تصمیم گرفتیم تا7ام عید خونه ی عمو بریم روزای خوبی بود

مریم بامصطفی حسابی  باهم سرگرم بودن و بابای مریمم چون علاقه ی زیادی به برادر

زاده هاش داشت و هم میخواست ما رو راضی نگه داره هر شب مارو به گردش میبرد

البته عمه سحرومیلاد هم همه جا با ما بود ن 8ام فروردین به خونه اومدیم ولی با ماهی

های مرده ی مریمو خواهرش روبه رو شدیم  و این موضوع باعث ناراحتی دخترا بشه

 

مریم وقتی بخاطر ماهی ها ناراحت بود

 

از9تا12به مهمونی و عید دیدنی رفتیم ودر شب12 چون بچه ها حوصلشون سر رفته بود

 

 

به پارک ارم رفتیم و در 13ام که روز طبیعت بود مریم با خاله ها وخانوادشون و مامان

 

 

 

 

بزرگ وبابابزرگ به پارک جوانمردان ایران رفتیم خیلی خوش گذشت به دخترکم این دو

 

 

روز بهترین روزهاش تو تعطیلات بود

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مریم خانم می باشد